پژوهشکده مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی

برای دیدن زیررده‌ها بر روی "◄" کلیک کنید:

توضیح مفهومی

قیاس ( اصول ) : استنباط حکم یک موضوع از موضوع دارای نصّ معتبر به دلیل شباهت بین آن دو

قیاس (اصول) در لغت به معنای سنجش و اندازه گیری دو چیز با هم می‌آید.

در کتاب ' الإحکام فی اصول الاحکام ' آمده است:

' اما القیاس فهو فی اللغة عبارة عن التقدیر و منه یقال: قست الارض بالقصبة و قست الثوب بالذراع، ‌ای: قدّرته بذلک و هو یستدعی امرین یضاف احدهما الی الاخر بالمساواة فهو نسبة و اضافة بین شیئین… ' [۱] .

و در اصطلاح، به معنای استنباط حکم موضوع یا واقعه‌ای (فرع) که در مورد آن نص وجود ندارد، از موضوع یا واقعه‌ای دیگر (اصل) است که به وسیله ' نص معتبر ' حکم آن بیان شده است، به دلیل شباهت و اشتراک آن دو ـ اصل و فرع ـ در علت حکم؛ برای مثال، در شرع آمده که ' الخمر حرام '؛ یعنی در مورد خمر (آب انگور جوشیده) نصی وارد شده و حکم حرمت را بیان نموده است. از طرف دیگر، نسبت به حکم فقاع (آب جو) شک وجود دارد و نصی در دست نیست تا بر حرمت و یا عدم آن دلالت کند، در این موارد، بعضی از فقهای اهل سنت که قیاس را به عنوان دلیل شرعی پذیرفته‌اند استدلال می‌کنند که علت حرمت خمر مسکر بودن آن است، آن گاه نتیجه می‌گیرند که آب جو هم چون مسکر است، حرام می‌باشد. این فرآیند در اصطلاح اصول ' قیاس ' نامیده می‌شود.

در تعریف قیاس، میان اصولی‌های اهل سنت اختلاف وجود دارد و تعریف‌های متفاوتی بیان شده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1. ' حمل الشی ء علی غیره و اجراء حکمه علیه '؛

2. ' حمل الشی ء علی الشی ء فی بعض احکامه بضرب من الشبه '؛

3. ' القیاس تحصیل حکم الاصل فی الفرع لاشتراکهما فی علة الحکم عند المجتهد '؛

4. ' حمل معلوم علی معلوم فی اثبات حکم لهما او نفیه عنهما بامر جامع بینهما ' [۲] ؛ این تعریف را بیشتر علمای سنی پذیرفته‌اند.

قیاس چهار رکن دارد:

1. مقیس یا فرع؛ موضوعی که در مورد آن نص وجود ندارد و حکم آن مجهول یا مشکوک است، مانند ' آب جو ' در مثال بالا؛

2. مقیس علیه یا اصل؛ موضوعی که حکم آن از طریق نص بیان شده است، مانند ' خمر ' در مثال بالا؛

3. علت یا جامع؛ وجه مشترک میان دو موضوع، مانند ' اسکار ' در مثال بالا؛

4. حکم اصل؛ حکمی که از راه نص برای اصل بیان شده است، که در مثال بالا همان حرمت خمر می‌باشد.

قیاس از مسایلی است که از دیرباز مورد اختلاف شیعه و اهل سنت بوده و مخالفت با آن، از شعارهای شیعه است. پیشینه تاریخی این اصطلاح به عصر خلفا باز می‌گردد، زیرا خلفای سه گانه در مواردی که نص خاصی نمی‌یافتند به قیاس متوسل می‌شدند. در میان اهل سنت، فرقه ' ظاهریه ' و نیز ' حنبلی‌ها ' ارزش چندانی برای قیاس قایل نیستند. اولین کسی که به قیاس اهمیت داد و به نفع حجیت قیاس موضع گیری کرد، ' ابو حنیفه ' بود. بعد از حنفی‌ها، فرقه‌های مالکی و شافعی نیز آن را حجت دانستند.

روایاتی در نکوهش تمسک به قیاس برای به دست آوردن احکام شرع وارد شده است، برای نمونه، امام صادق (ع) می‌فرماید: ' ان الدین اذا قیست محقت؛ اگر در به دست آوردن احکام دین قیاس شود دین از بین می‌رود. ' [۳]

در روایت دیگری امام صادق (ع) می‌فرماید: ' نهی رسول الله عن الحکم بالرأی و القیاس و قال اول من قاس ابلیس و من حکم فی شی ء من دین الله برأیه فخرج من دین الله؛ رسول خدا (ص) از حکم کردن به رأی و قیاس باز داشته و فرموده است: اول کسی که قیاس کرد شیطان بود و هر کس در چیزی از دین خدا با رأی خود حکم کند، از دین خدا خارج شده است '.

نکته اول:

قیاس اصولی همان تمثیل منطقی است و با قیاس منطقی تفاوت دارد، هر چند با یک دیگر اشتراک لفظی دارند، زیرا قیاس در فقه به معنای سرایت دادن حکمی از موضوعی به موضوع دیگر به خاطر تشابه آن دو در علت حکم است، ولی قیاس منطقی به معنای استدلال از کلی به جزیی در قالب یکی از اشکال منطقی برای رسیدن از معلوم به مجهول می‌باشد. (4)

نکته دوم:

در ماهیت قیاس اختلاف وجود دارد؛ بعضی بر این باورند که قیاس مانند کتاب و سنت دلیل است و برخی دیگر معتقدند قیاس عمل مجتهد است.

کسانی هم چون ' آمدی ' و ' ابن حاجب ' که قیاس را دلیل می‌دانند در تعریف آن گفته‌اند: ' انه مساواة فرع لاصل فی علة حکمه او ما یقرب من ذلک '.

و کسانی هم چون ' باقلانی '، ' فخررازی ' و ' بیضاوی ' که قیاس را عمل و فعل می‌دانند در تعریف آن گفته‌اند: ' انه عمل من اعمال المجتهد مثل تشبیه فرع بأصل لوجود العلة فیه او حمل معلوم علی معلوم آخر لاشتراکهما فی العلة او بذل الجهد فی استخراج الحکم ' [۴].

پانوشت

  1. الاحکام فی اصول الأحکام جلد 4,3 : صفحه 164
  2. الاحکام فی اصول الأحکام جلد 4,3 : صفحه 164
  3. وسائل الشیعه جلد 18 : صفحه 25
  4. اصول الفقه جلد 4 : صفحه 4

منابع

  1. المحصول فی علم اصول الفقه جلد 5 : صفحه 5
  2. اصول الفقه : صفحه 333
  3. انوار الاصول جلد 2 : صفحه 518
  4. اصطلاحات الاصول : صفحه 251
  5. رهبرخرد : صفحه 241
  6. اصول الفقه الاسلامی جلد 1 : صفحه 600
  7. الاصول العامة للفقه المقارن : صفحه 303
  8. فرهنگ نامه اصول فقه

اصطلاح‌نامه

مترادفات

از واژه «قیاس ( اصول )» بجای واژه‌های زیر استفاده کنید:

تمثیل منطقی (اصول)، قیاس اصولی، قیاس تشبیه، قیاس تمثیل، قیاس فقهی ( اصول فقه )

اعم

ادله

اخص

به لحاظ اجتهاددرعلت:
قیاس مستنبط العلة، قیاس منصوص العلة
به لحاظ اختلاف در علت:
قیاس مرکب ( اصول فقه )
به لحاظ اعتبار:
قیاس صحیح ( اصول فقه )، قیاس فاسد ( اصول فقه )
به لحاظ تاثیرعلت درحکم:
قیاس مؤثر، قیاس ملایم
به لحاظ حصول نتیجه:
قیاس ظنی، قیاس قطعی
به لحاظ علم به علت:
قیاس جلی ( اصول فقه )، قیاس خفی ( اصول فقه )
به لحاظ مبین علت:
قیاس شرعی، قیاس عقلی ( اصول فقه )
به لحاظ مسالک علت:
قیاس اطّراد، قیاس تحقیق مناط، قیاس تخریج مناط، قیاس تنقیح مناط، قیاس سبر، قیاس شبه، قیاس طرد ( خاص )، قیاس مناسب
به لحاظ نفس علت:
قیاس در معنای اصل، قیاس دلالت ( اصول فقه )، قیاس علت ( اصول فقه )
به لحاظ وجودفارق:
قیاس به الغای فارق، قیاس مع الفارق
به لحاظ وجودمانع:
قیاس طرد ( عام )، قیاس عکس ( اصول فقه )
به لحاظ وضوح علت:
قیاس ادنی، قیاس اولویت ( اصول فقه )، قیاس مساوی

وابسته

اجتهاد قیاسی، ارکان قیاس، استحسان قیاسی، اهل رای، تعارض عرف و قیاس، تعارض قول تابعی با قیاس، تعارض قول صحابی با قیاس، تعبد شرعی به قیاس، تعبد عقلی به قیاس، حجیت قیاس، شرایط قیاس، قیاس ( منطق ) ( اصول فقه )، مجاری قیاس، نسخ قیاس

نمایه‌های موضوعی

جستجوی محتوای اطلاعاتی منابع به منظور دستیابی کاربران به موضوع مورد نظر از بین سایر موضوعات، از طریق واژگان کنترل شده(اصطلاح‌نامه).

برای دسترسی به نمایه‌های شامل واژه قیاس ( اصول ) به زیرصفحه قیاس ( اصول )/نمایه‌های موضوعی مراجعه کنید.

منابع

  • آرمان ها و واقعیت های اسلام : صفحه 201، 202
  • اجود التقریرات جلد 2 : صفحه 155
  • اصطلاحات الاصول : صفحه 135، 226، 227، 251
  • اصول الاستنباط : صفحه 10، 11، 18، 19، 329
  • اصول السرخسی جلد 1 : صفحه 241
  • اصول السرخسی جلد 2 : صفحه 105، 106، 108، 110، 118، 119، 142، 143، 144، 147، 148، 153، 155، 157، 158، 161، 162، 163، 164، 174، 176، 193، 198، 199، 201، 203، 286، 287
  • اصول الفقه الاسلامی جلد 1 : صفحه 600
  • اصول الفقه جلد 2 : صفحه 167، 168، 169، 170، 179، 180، 185
  • اصول الفقه جلد 4 : صفحه 4
  • اصول الفقه : صفحه 218
  • اصول الفقه : صفحه 333
  • اصول فقه : صفحه (271-272)
  • الاحکام فی اصول الأحکام جلد 2 : صفحه 164، 170، 269، 272، 317، 320، 322، 323، 350، 359
  • الاحکام فی اصول الأحکام جلد 3,4 : صفحه 164
  • الاحکام فی اصول الأحکام جلد 4,3 : صفحه 164
  • الاصول العامة للفقه المقارن : صفحه 224، 301، 303، 304، 306، 307، 652
  • الذریعة الی اصول الشریعة جلد 2 : صفحه 180، 193، 196، 253، 258
  • اللمع فی اصول الفقه : صفحه 53، 273، 275، 276، 281، 283، 290، 292
  • المحصول فی علم اصول الفقه جلد 1 : صفحه 412
  • المحصول فی علم اصول الفقه جلد 5 : صفحه 3، 4، 5، 7، 9، 11، 14، 15، 20، 54، 71، 98، 123، 125، 289، 334، 339، 342، 344، 348، 349، 353، 359، 375، 444
  • المحصول فی علم اصول الفقه جلد 6 : صفحه 103
  • المستصفی من علم الاصول (به ضمیمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت) جلد 2 : صفحه 249
  • المعالم الجدیدة للاصول : صفحه 164
  • الوافیة فی اصول الفقه : صفحه 235، 236
  • انوار الاصول جلد 2 : صفحه 518، 519، 520، 521
  • انوار الاصول جلد 3 : صفحه 582، 601
  • تهذیب الاصول جلد 1 : صفحه 443
  • دروس فی علم الاصول جلد 1 : صفحه 56
  • رهبرخرد : صفحه 241
  • شریعت در آئینه معرفت : صفحه 224
  • عدة الاصول (ط.ق) جلد 1 : صفحه 15، 37، 334، 339
  • علم اصول الفقه فی ثوبه الجدید : صفحه 246، 247، 248
  • علوم القرآن : صفحه 318
  • فرائد الاصول جلد 1 : صفحه 252، 253
  • فوائد الاصول جلد 3 : صفحه 9، 13
  • کفایة الاصول : صفحه 372، 382
  • مبادی الوصول الی علم الاصول : صفحه 213، 214
  • مجله پژوهشهای قرآنی جلد 3 : صفحه 75
  • منابع اجتهاد (ازدیدگاه مذاهب اسلامی) : صفحه 265
  • نهایة الافکار جلد 3 : صفحه 179
  • وسائل الشیعه جلد 18 : صفحه 25