عملکردها

انسان ( فقه )

از دانشنامه علوم اسلامی

نسخهٔ تاریخ ‏۲۰ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۳۰ توسط Hashemi (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
رده‌ها
(برای دیدن زیررده‌ها
بر روی "◄" کلیک کنید)
عجم
عرب
مرد
میت

توضیح مفهومی

انسان

انسان: بشر، آدم.

انسان از نگاه دین برای بندگی خداوند متعال آفریده شده و تمامی اصول و فروع دین، بیان شیوه بندگی او است. از این رو انسان، مخاطب تمامی تکالیف و آداب دینی است. احکامی که در شرع مقدّس اسلام برای انسان تشریع شده است، یا بر خود عنوان انسان مترتّب می‌شود و یا بر عناوینی مانند مسلمان، مؤمن، کافر، فاسق، محارب، بالغ، آزاد، برده، زن، مرد، پدر، مادر، برادر، خواهر، زوج، زوجه، قاضی، امام، پیامبر و... که انسان بدان متّصف می‌شود. احکام قسم دوم در عناوین متناسب آن‌ها بیان می‌شود. در این جا به اختصار به احکام قسم اول اشاره می‌شود که در باب هایی مانند طهارت، صلات، صید و ذباحه، اطعمه و اشربه و قضاء آمده است.

حقوق به طور کلّی به حق الناس (حق انسان‌ها) و حق الله (حق خداوند) تقسیم می‌شود که هر یک دارای احکام خاصی می‌باشد. (--» حق) .

حقوق مادّی و معنوی انسان، محترم و تجاوز به آن‌ها حرام است؛ هر چند گستره احترام نسبت به مراتب و حالات انسان، متفاوت می‌باشد (--» احترام) .

انسان مسلمان (--» اسلام) و کسانی که در حکم اویند پاک می‌باشند. کافر غیر کتابی (--» اهل حرب) و به قول مشهور، اهل کتاب (--» اهل کتاب) نجس می‌باشند. 1 بدن میّت آدمی (--» میّت) به مجرّد مرگ نجس می‌شود و لمس کردن آن بعد از سرد شدن، موجب غسل است 2 (--» غسل مسّ میّت) .

نماز خواندن رو به روی انسان، مکروه است. 3

انسان قابل تذکیه نیست 4 (--» تذکیه) . خوردن گوشت مرده آدمی جز هنگام

اضطرار، حرام است 5 (--» اضطرار) . اگر انسان با حیوان حلال گوشتی نزدیکی کند، گوشت، شیر و نسل آن حرام می‌شود 6 (--» آمیزش با حیوان) . نیز اگر حیوان حلال گوشت از مدفوع انسان تغذیه کند، به گونه‌ای که عنوان نجاست خوار (جلاّل) بر او صدق کند، گوشتش حرام می‌گردد 7 (--» نجاست خواری) .

1 - مستند الشیعة 1 196 - 197.

2 - العروة الوثقی 1 365.

3 - جواهر الکلام 8 399.

4 - 36 199.

5 - 439.

6 - 284.

7 - 27.

منابع

  1. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (ع) جلد 1 : صفحه 691

اصطلاح‌نامه

مترادفات

از واژه «انسان ( فقه )» بجای واژه‌های زیر استفاده کنید:

آدم ( انسان )، آدَمیّ، بشر ( فقه )

اعم

جاندار

اخص

آمیزش کننده، اجرا کننده حد، امین، انسان باب سیاسات، انسان باب طهارت، انسان باب عبادات، انسان باب معاملات، انسان زنده، انسان سالم، انسان شبیه سازی، انسان غیر سالم، انسان کامل ( فقه )، انسان مشرف به مرگ، انسان مهاجم، انسان ناقص، اهل آبادی، اهل تجمل ( زینت )، اهل شرف ( فقه )، اهل ضلال، اولیای الهی ( فقه )، اَغَمّ، بدن انسان ( فقه )، بی مبالات، بیگانه ( فقه )، پسر زوجه، تازه وارد، جاسوس ( فقه )، جفاکار، جمعیت ( فقه )، جهاد شونده، حامل قرآن، حفر کننده، خانواده ( فقه )، خشمگین، دوقلو، ذوالید، رفیق مسلمان محترم الدم، زبین، زندانی ( فقه )، ساهی، سپاه اسلام، سعایت کننده، شاکی ( فقه )، طالب علم، عجمی، عزادار، عطسه کننده، عیال ( فقه )، غافل، غنی ( فقه )، فاعل معروف، فاعل منکر، فرزندخواندگی، فرومایه ( فقه )، مأذون، مالک ( فقه )، مامور، متحیّر، محارف، محجور علیه، محدث ( فقه )، محرم اسرار، محیی ( فقه )، مرجئه ( فقه )، مس کننده، مستأمن ( امین )، مستحق، مستخیر، مسترسل ( اطمینان کننده )، مستشار، مستشیر، مستضعف، مستعجل، مستغاث، مستغیث، مستلقی، مستورالحال، مستوطن، مسرف، مشغول الذمه، مصدوم، مضطر، مطرب، معتاد، معسر ( فقه )، مغبون، مقلِّد ( فقه )، مکرَه، مکرِه، منجّم، منفق ( فقه )، منکر ( انکار )، منوب عنه، مهمان، موسوس، موکل علیه، میت، مُؤَدّی، مُبَنج، مُخْتَبی، مُشَیِّع، مُعان، مُعان علیه، مُعید، مُعِین، مُغتال، مُفلِس، مُهاجر، نائم ( فقه )، ناسی، ناظر ( نگاه )، نایب، هازل، همسایه، واجب النفقه ( فقه )، وقاد، ولی ( فقه )
به لحاظ آزادی:
اسیر، حُرّ
به لحاظ آشنایی به قرائت:
اُمّی
به لحاظ امام و مأموم:
امام ( عام )
به لحاظ ایمان:
کافر ( فقه )، مسلمان ( فقه )
به لحاظ برهنه:
انسان برهنه، پا برهنه
به لحاظ بلوغ:
بالغ، رشید ( فقه )
به لحاظ تعهل:
متأهل، مجرد ( فقه )
به لحاظ تکلیف:
غیر مکلف، مکلف ( فقه )
به لحاظ جنسیت:
خنثی، زن ( جنس )، مرد
به لحاظ حضور:
حاضر ( مقابل غایب )، غایب ( فقه )
به لحاظ حلال زادگی:
حرام زاده، حلال زاده
به لحاظ ختان:
غیرمختون، مختون
به لحاظ خویشاوند نسبی:
، ابوین، اخوه ( عام )
به لحاظ داشتن مو:
انسان بی مو، مسترسل ( فرد دارای مو یا ریش بلند )
به لحاظ دوست و دشمن:
دشمن ( فقه )، دوست ( فقه )
به لحاظ سفر:
مسافر، مقیم
به لحاظ سکونت:
آفاقی، مکّی ( فقه )
به لحاظ سلامت وعیب:
صحیح ( مقابل بیمار )
به لحاظ سن:
جوان، سالخورده
به لحاظ سواره و پیاده:
پیاده، سواره
به لحاظ عقل:
عاقل ( فقه )
به لحاظ علم:
جاهل ( فقه )، شاک ( فقه )، عالم ( فقه )
به لحاظ نسبت:
خویشاوند
به لحاظ نسبت سببی:
پدر زن
به لحاظ نوع تکلم:
عجم، عرب
به لحاظ نوع قرار گرفتن:
مضطجع
به لحاظ پوشش:
حازق
به لحاظ پوشش دفاعی:
انسان سر برهنه، زره پوش

وابسته

آدم ربایی ( فقه )، آفت انسانی، اجاره انسان، احترام انسان، اخفای مرگ، ادرار انسان، استرقاق، استناد ذبح، اطعام اضطراری، افعال انسان ( فقه )، انتقال خون به انسان، بارداری انسان، باطن انسان ( فقه )، بستن انسان، تترُّس در جهاد، تذکیه انسان، تزاحم مدعیان، تسخیر انسان، تصویر انسان، تصویر چهره انسان، تماس انسان، تملک بر انسان، جنایت انسان، حد الناس، حرکت انسان، حیوان ( فقه )، خصای انسان، خوردن انسان، سلطنت برانسان، شبیه سازی انسان، شیر انسان، صوت انسانی، عرق انسان، علقه انسان، گوشت انسان، لیسیدن انسان، مدفوع انسان، منافع انسان، منی انسان، مَذْی انسان، نماز مقابل انسان، نیم خورده انسان، وَدْی انسان، وَذْی انسان

نمایه‌های موضوعی

جستجوی محتوای اطلاعاتی منابع به منظور دستیابی کاربران به موضوع مورد نظر از بین سایر موضوعات، از طریق واژگان کنترل شده(اصطلاح‌نامه).

برای دسترسی به نمایه‌های شامل واژه انسان ( فقه ) به زیرصفحه انسان ( فقه )/نمایه‌های موضوعی مراجعه کنید.

منابع

  • الموسوعة الفقهیة (الکویتیة) جلد 1 : صفحه 95
  • الموسوعه الفقهیه المیسره جلد 5 : صفحه 282
  • فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (ع) جلد 1 : صفحه 691