عملکردها

نظریه الهیت وضع

از دانشنامه علوم اسلامی

نسخهٔ تاریخ ‏۱۷ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۴۸ توسط Hashemi (بحث | مشارکت‌ها) (۱ نسخه واردشده)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

توضیح مفهومی

نظریه الهیت وضع : قول به واضع الفاظ بودن خداوند

نظریه الهی بودن وضع، مقابل نظریه بشری بودن وضع بوده و به این معنا است که واضع الفاظ برای معانی، خداوند متعال می‌باشد.

توضیح:

بر مبنای نظر کسانی که معتقدند دلالت الفاظ بر معانی، ذاتی نیست، بلکه با وضع و جعل است، این سؤال مطرح می‌شود که واضع الفاظ، خداوند متعال است یا بشر؛ بیشتر اصولیان اهل سنت معتقدند واضع، خداوند متعال است و در میان علمای امامیه و به ویژه در میان متأخرین، مرحوم ' محقق نایینی ' بر این دیدگاه پافشاری کرده است. [۱]

در کلمات طرفداران این نظریه، دو دسته ادلّه وجود دارد:

1. ادله اثباتی، که واضع بودن خداوند متعال را اثبات می‌کند؛

2. ادله سلبی، که واضع بودن بشر را نفی می‌کند.

ادله‌ای که جنبه اثباتی داشته و واضع بودن خداوند را اثبات می‌کند عبارت است از:

1. آیه مبارکه: «علّم آدم الاسماء کلها) »2) ؛ به این بیان که آیه دلالت می‌کند بر این که خداوند همه نام‌ها را به حضرت آدم (ع) آموخت؛ یعنی اسما باید قبلاً وضع شده باشد تا بعد خداوند آنها را به آدم تعلیم دهد، و الا قبل از آن که وضعی تحقق پیدا کرده باشد، معنا ندارد که اسما و مسمّیات (معانی) وجود داشته باشد؛ برای مثال، وقتی کسی می‌گوید اسم فرزند من حسین است، معنایش این است که آن نوزاد در گذشته نام گذاری شده و پس از آن به دیگران معرفی می‌گردد. نتیجه آن که، این وضع توسط خداوند متعال تحقق پیدا کرده است.

2. آیه شریفه: «من آیاته خلق السموات و الأرض و اختلاف السنتکم و الوانکم»؛ [۲] به این بیان که اگر مسئله وضع ارتباطی به خداوند نداشته باشد معنا ندارد اختلاف زبان‌ها از آیات خداوند شناخته شود؛ پس خدا واضع است، به خصوص به قرینه عطف ' الوان ' به ' السنة '، زیرا اختلاف رنگ بشر مربوط به خداوند است نه بشر، پس به قرینه اتحاد سیاق، باید السنه، و وضع لغات نیز مربوط به خداوند باشد.

اما از میان ادله‌ای که واضع بودن بشر را نفی می‌نماید، مرحوم ' محقق نایینی ' به دو دلیل اشاره می‌کند:

1. اگر واضع الفاظ، بشر بود، با توجه به اهمیتی که مسئله وضع در زندگی انسان‌ها دارد، باید در کتاب‌های تاریخی مبدأ آن نقل می‌شد، در حالی که چنین نیست؛

2. الفاظ و معانی هر دو غیر متناهی می‌باشد و بشر نمی‌تواند الفاظ غیر متناهی را برای معانی غیر متناهی وضع کند، زیرا کسی که خود محدود و قدرتش متناهی است، نمی‌تواند چنین کاری بکند.

اما طرفداران دیدگاه بشر بودن واضع الفاظ، پاسخ‌های متعددی به نظریه یاد شده داده‌اند.

نیز ر.ک:نظریه بشریت وضع.

پانوشت

  1. فوائد الاصول جلد 2,1 : صفحه 30
  2. القرآن الکریم سوره 30 ، آیه 22

منابع

  1. سیری کامل در اصول فقه جلد 1 : صفحه (206-210)
  2. مباحث اصولی : صفحه 183
  3. بحوث فی علم الاصول جلد 1 : صفحه 83
  4. فرهنگ نامه اصول فقه

اصطلاح‌نامه

مترادفات

از واژه «نظریه الهیت وضع» بجای واژه‌های زیر استفاده کنید:

نظریه توقیفیت لغات

اعم

نظریات وضع

وابسته

نظریه بشریت وضع

نمایه‌های موضوعی

جستجوی محتوای اطلاعاتی منابع به منظور دستیابی کاربران به موضوع مورد نظر از بین سایر موضوعات، از طریق واژگان کنترل شده(اصطلاح‌نامه).

برای دسترسی به نمایه‌های شامل واژه نظریه الهیت وضع به زیرصفحه نظریه الهیت وضع/نمایه‌های موضوعی مراجعه کنید.

منابع

  • اصول الاستنباط : صفحه 56
  • الاحکام فی اصول الأحکام جلد 1 : صفحه 67، 68
  • القرآن الکریم سوره 2 ، آیه 31
  • القرآن الکریم سوره 30 ، آیه 22
  • المحصول فی علم اصول الفقه جلد 1 : صفحه 181، 184، 186
  • المحصول فی علم الاصول جلد 1 : صفحه 51
  • بحوث فی علم الاصول جلد 1 : صفحه 83، 84
  • سیری کامل در اصول فقه جلد 1 : صفحه (206-210)
  • فوائد الاصول جلد 1,2 : صفحه 30
  • فوائد الاصول جلد 2,1 : صفحه 30
  • مباحث اصولی : صفحه 183
  • محاضرات فی اصول الفقه جلد 1 : صفحه 33
  • منتقی الاصول جلد 1 : صفحه 50
  • نهایة الافکار جلد 1 : صفحه 23