عملکردها

آیه عذاب واقع

از دانشنامه علوم اسلامی

نسخهٔ تاریخ ‏۳ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۵:۳۰ توسط Admin (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

توضیح مفهومی

آیه عذاب واقع : آیه اول سوره معارج، نازل شده در شأن یکی از دشمنان امیر المومنین

به اولین آیه سوره معارج «آیه عذاب واقع» می‌گویند: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ»؛ «تقاضا کننده‏ای تقاضای عذابی کرد که واقع شد!».

بسیاری از مفسران و ارباب حدیث شان نزولی برای این آیه و آیات بعد از آن نقل کرده‏اند که حاصل آن چنین است: هنگامی که رسول خدا (ص) علی (ع) را در روز غدیر خم به خلافت منصوب فرمود و در باره او گفت: «من کنت مولاه فعلی مولاه»: هر کس من مولی و ولیّ او هستم علی مولی و ولی او است، چیزی نگذشت که این مساله در بلاد و شهرها منتشر شد، «نعمان بن حارث فهری» (یا: حارث بن نعمان، یا: جابر بن نذر) خدمت پیامبر (ص) آمد و عرض کرد تو به ما دستور دادی شهادت به یگانگی خدا و اینکه تو فرستاده او هستی دهیم ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی ما همه اینها را نیز پذیرفتیم، اما با اینها راضی نشدی تا اینکه این جوان- اشاره به علی (ع) - را به جانشینی خود منصوب کردی، و گفتی: من کنت مولاه فعلی مولاه، آیا این سخنی است از ناحیه خودت یا از سوی خدا؟ ! پیامبر (ص) فرمود: قسم به خدایی که معبودی جز او نیست این از ناحیه خدا است. نعمان روی بر گرداند در حالی که می‏گفت: اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ: «خداوندا! اگر این سخن حق است و از ناحیه تو، سنگی از آسمان بر ما بباران!» اینجا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت، همین جا این آیات نازل گشت.

علامه امینی در ~الغدیر~ این شأن نزول را از سی نفر از علمای معروف‏ اهل سنت نقل می‏کند (با ذکر مدرک و نقل عین عبارت) از جمله: تفسیر غریب القرآن (حافظ ابو عبید هروی) ، تفسیر شفاء الصدور (ابو بکر نقاش موصلی) ، تفسیر الکشف و البیان (ابو اسحاق ثعالبی) ، تفسیر قرطبی، تذکره ابو اسحاق ثعالبی، کتاب فرائد السمطین حموینی، کتاب درر السمطین (شیخ محمد زرندی) ، تفسیر السراج المنیر (شمس الذین شافعی) ، کتاب سیره حلبی، کتاب نور الأبصار (سید مؤمن شبلنجی) ، و کتاب شرح جامع الصغیر سیوطی (شمس الدین الشافعی) .

ابن تیمیه در کتاب ~منهاج السنة~ در مورد احادیثی که در شأن نزول این آیات آمده 7 اشکال طرح کرده است:

1. داستان غدیر بعد از بازگشت پیامبر (ص) از حجة الوداع یعنی در سال دهم هجرت واقع شد در حالی که سوره معارج از سوره‏های مکی است که قبل از هجرت نازل شده است.

پاسخ: بسیاری از سوره‏ها مکی نامیده می‏شود در حالی که بعضی از آیات نخستین آن طبق تصریح مفسران در مدینه نازل شده، و به عکس، سوره‏هایی است که مدنی نامیده می‏شود ولی بعضی از آیات آن در مکه نازل گشته است.

2. در این حدیث آمده است که حارث بن نعمان در «ابطح» خدمت پیامبر (ص) رسید، و می‏دانیم ابطح دره‏ای است در مکه، و این با نزول آیه بعد از داستان غدیر مناسب نیست.

پاسخ: تعبیر ابطح فقط در بعضی از روایات آمده، علاوه اینکه ابطح و بطحاء به معنای هر زمین شنزاری است که سیل از آن جاری می‏شود، و در سرزمین مدینه نیز مناطقی وجود دارد که آن را ابطح یا بطحاء می‏نامند، و در اشعار عرب و روایات بسیار به آن اشاره شده است.

3. آیه: «و إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ» (انفال// 32) بعد از جنگ بدر نازل شده، و سالها قبل از داستان غدیر است.

جواب: حارث بن نعمان از این آیه در کلام خود استفاده کرده، و این ربطی به شان نزول ندارد.

4. قرآن مجید می‏گوید: «وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ»؛ «خداوند آنها را عذاب نمی‏کند در حالی که تو در میان آنها هستی، و خداوند آنها را عذاب نمی‏کند در حالی که استغفار می‏کنند» (انفال// 33) مفاد آیه این است که با وجود پیامبر (ص) هرگز عذابی نازل نخواهد شد.

پاسخ: آنچه قابل قبول است اینکه عذاب عمومی و دستجمعی به خاطر پیامبر (ص) وجود نداشت، ولی عذاب‌های خصوصی و شخصی بر افراد نازل شده، چنان که تاریخ اسلام گواه است که افراد متعددی مانند: ابو زمعه و مالک بن طلاله و حکم بن ابی العاص و غیر آنها به خاطر نفرین پیامبر (ص) یا بدون آن گرفتار عذاب شدند. علاوه بر این، آیه فوق تفسیرهای دیگری نیز دارد که طبق آن استدلال به آن در اینجا ممکن نیست.

5. اگر چنین شان نزولی صحیح بود باید مانند داستان «اصحاب الفیل» معروف می‌شد.

پاسخ: این شان نزول به قدر کافی مشهور و معروف است و گفته شد که حد اقل در سی کتاب از کتب تفسیر و حدیث آمده، و نباید انتظار داشت یک حادثه شخصی همانند یک حادثه عمومی مثل داستان اصحاب الفیل انعکاس یابد، چرا که آن داستان جنبه همگانی داشت، سرتاسر مکه را گرفته بود و یک لشکر بزرگ طی آن نابود گشت، ولی داستان حارث بن نعمان تنها مربوط به یک نفر است.

6. از این حدیث استفاده می‏شود که حارث بن نعمان مبانی اسلام را قبول داشت، چگونه ممکن است یک مسلمان در عصر پیامبر (ص) به چنین عذابی گرفتار شود؟

پاسخ: احادیث فوق به خوبی نشان می‏دهد که او نه تنها گفته پیامبر (ص) را قبول نداشت بلکه به خداوند نیز معترض بود که چرا چنین دستوری را در باره علی (ع) به پیامبرش داده است؟ ! و این شدیدترین مرتبه کفر و ارتداد محسوب می‏شود.

7. در کتابهای معروفی مانند ~استیعاب~ که نام صحابه آمده اسمی از حارث بن نعمان نمی‏بینیم.

پاسخ: آنچه در این کتاب و مانند آن از نامهای صحابه آمده تنها مربوط به بخشی از صحابه است، مثلا در کتاب ~اُسد الغابة~ که از مهمترین کتبی است که اصحاب پیامبر (ص) را بر می‏شمرد تنها هفت هزار و پانصد و پنجاه و چهار نفر را برشمرده، در حالی که می‏دانیم تنها در حجة الوداع صد هزار نفر یا بیشتر در محضر پیامبر (ص) بودند، بنا بر این شکی نیست که بسیاری از صحابه پیامبر (ص) نامشان در این کتب نیامده است.

منابع

  1. تفسیر نمونه جلد 25 : صفحه 7
  2. الغدیر جلد 1 : صفحه 239
  3. مجمع البیان فی تفسیرالقرآن جلد 10 : صفحه 352
  4. الدر المنثور فی التفسیر بالماثور جلد 6 : صفحه 263
  5. تفسیر نور الثقلین جلد 5 : صفحه 411
  6. المیزان فی تفسیر القرآن جلد 20 : صفحه 6
  7. تفسیر القمی جلد 2 : صفحه 385

اصطلاح‌نامه

مترادفات

از واژه «آیه عذاب واقع» بجای واژه‌های زیر استفاده کنید:

آیه 001 معارج

اعم

اسامی آیات، سوره معارج

نمایه‌های موضوعی

جستجوی محتوای اطلاعاتی منابع به منظور دستیابی کاربران به موضوع مورد نظر از بین سایر موضوعات، از طریق واژگان کنترل شده(اصطلاح‌نامه).

برای دسترسی به نمایه‌های شامل واژه آیه عذاب واقع به زیرصفحه آیه عذاب واقع/نمایه‌های موضوعی مراجعه کنید.

منابع

  • اسباب النزول : صفحه 294
  • الدر المنثور فی التفسیر بالماثور جلد 6 : صفحه 263
  • الغدیر جلد 1 : صفحه 239
  • المیزان فی تفسیر القرآن جلد 20 : صفحه 6
  • تفسیر القمی جلد 2 : صفحه 385
  • تفسیر نمونه جلد 25 : صفحه 7
  • تفسیر نور الثقلین جلد 5 : صفحه 411
  • لباب النقول فی اسباب النزول : صفحه 201
  • مجمع البیان فی تفسیرالقرآن جلد 10 : صفحه 352